از مهر
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:50
باران موسیقی مینوازد بر تارهای ساز خاطرات ،دلم قایقی بر میدارم و گم میشود در عمق دریاچه ای که رقص پاروی دستان تو ،سطح آب اش را به اشتیاق موج میکشاند.مهربانی خاصیت نگاه توست که منظره ها را جاودان میسازد و طراوت را به رقص میکشاند تا چشمان خسته را ،شکوه شکفتن شکوفه ها از خواب شاخه بکشاند تا بیداری خورش...
شعر آفرینش
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:50
خداوند شاعرانه شعر سرود کلمه ها از پیله ی خیال پر گشوند امکان به وجود رسید کلمه ها غزل گشتن ساز مهربانی نواختن گرفت هر کلمه به ظهور معنای در خلقت گشت یکی درختی گشوده شاخه ها به هر سوی یکی رودی جاری تا دور دست یکی پرواز مرغ دریایی با امواج غزل غزل آفرینش از خیال خدا جوشید قطره ای از شعر بر خاک نشست خ...
مشاهده گر
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:50
ضربان قلبم را حس میکنم وقتی در نوازش برگها و شاخه ها نوای آرام رودی زلال میبرد مرا تا کشف معجزه ی حیات.نفسها هر کدام فرشته ای میشوند که با طراوت و نور میایند و با خون در بدن ما گردش میکند سیاهی ها را با خود به فضا میبرند و جای هر کسالت و خستگی،هوای تازه و طراوت و حیات میگذارند.ضربان قلبم و موسیقی نف...
بیداری در خدا
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:50
خورشید.. ساز آسمان را کوک میکند و پرنده های زیبا از فراز آشیانه ی ،گلدسته های رسیده به بوسه ی ابر و باد،پر میگشایند و نوای دلنشین اذان ،نوازشی میشود بر نت های موسیقی قلبی که در کوک گشتن ،عشق را میسراید و آغوش معشوق را مینشاند در دستان انتظار.قطره های آب، باران میشود و رخسارها را میشوید از غبار خستگی...
جلب توجه
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:50
به درختی خیره میشوم در مسیر پیچ در پیچ کوهی که به وسعت سادگی،زیباست.با خیره شدن به درخت ،منظره ها مبهم میشود و من میمانم و ترانه ی زندگی که در درخت و شاخه ها جاری ست.توجه همانا جهت دهنده هوشیاری و اندیشیدن و آگاهی ماست.و انسان در محیط اجتماعی برای جلب توجه نمودن ،رفتارها و کردارهایی را انجام میدهد ک...
اوج در موج
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 19:50
خیال آشوب گیسوانت به آشوب میکشاند خیالم را دلم قایقی میشود در رود جاری نگاهت لغزنده بر قطره های احساس موسیقی آب و شن ها را میبرد باران. پای هر شاخه ی خیس میچکد شعر نام تو بر خواب دانه ی دل. دل من در دانه ی یک احساس هر شب میشکوفد در نجوای مهتاب و رود شب راهی است پیوند میدهد دستان مرا تا نجوای سکوت لب...
از زمین تا خدا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
نیمه شب مهتاب میروید در خواب دریا زمان، به دو رکعت نماز عاشقی میرسد جنگل به سجاده ی مهر آشیان گشته. پرنده پرواز را پر میگشاید آرام دل دریا امواج را آبستن عطر عاشقی ست. نیمه شب.. خورشید در گشودن غنچه گلی زیبا تولد نور را وام میستاند نجوای شب ،سرشار از ذکر آفتاب است. تارهای گیسویی امشب ریسمان دانه های...
خود شناختن
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
جستجو آغاز شد وقتی در زلال رود تصویر کسی را دیدم که وقتی شادی در من زبانه میکشید لبانش میخندید و هنگام اندوه،چشمانش میگریست.نمبدانستم تصویرم در آب ،تصویر سازم روبروی آب یاانکه در نظر گاهش این دو و رود را به نقش نقاش است.میاندیشم که من کیستم و در جستجوی خویش مسافر هفت شهر عطار گشته و عاشق میشوم.برای ...
جهان پیدا و نهان
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
خداوند از عالم معنا ،کلمه ها را نجوا کرد و ذرات خاک به پذیرفتن ظهور، در اشتیاق حیات به رقص گشتن که حیات همانا رقص تغییر است از سوختن در آگاهی و روییدن در آگاهی .ایستادن یعنی ممات ،مرگ رود،مرداب.هر نفس ما در آگاهی اکنون به ساخت عالمی از علم خویشیم و به نفس دیگر در ویرانی این عالم و ساختن عالمی فراختر...
رقصیدن
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
دلم رقصیدن میخواهد تارهای نور خورشید را ساز خیالم مینوازد با ابر میبرد رود نگاه تو جان مرا رقص کنان کوچه باغ های شهر دلتنگی را میرساند عطر شاخه های درختانش به بهشت آغوش تو دلم رقصیدن میخواهد پریدن از این شهر حباب لحظه های حسرت و آه دستانی تهی شانه هایی خالی سینه ای مانده در انتظار نگاه مهر ماه کجاست...
تسلیم و اسلام
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
با خواندن آغاز شد و نوای دلنشینی از عمق وجود در موجودیت، موسیقی آگاهی را به نواختن ،نوازش گشت که بخوان.جاری شد در جان اشتیاق و حرکتش به ابدیت رسید در مسیر بی اکراه و اجباری در قبول راه که این ندا از آگاهی میامد و اندیشیدن را اندیشه نمودن میساخت.رود آگاهی از چشمه ی دانایی جوشید و در مسیر بذرهای نهفته...
نازهای عاشقانه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
عاشقانه دل سپرده ام به ناز نگاهت نوازشی که میبرد مرا تا عمق سکوت نگاهم مهربان میشود دستانم حساس دلتنگی هایم شیرین عاشق که شدم پیله های احساسم گشوده گشت پروانه های شعر پر گشود خدا لا به لای خوابهایم فانوس های نور آویخت دریا نزدیک گشت ساحل بودنم در نوازش موجها رقصید سجاده رو به قبله گشوده گشت ناز نگاه...
عالمی از عشق
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
خیال تو عالمم را به علم عاشقی ساخته و پرداخته است .عالمی که در آن هر تغییری از رقص گیسوان توست با بوسه های باد و هر نوری از نگاهت که اشتیاق در جان و جان در شوق میزند رقم.خیال تو تمام بودن مرا در عالمی برپا ساخته از رخسار تو شکل میدهد ...کجا توان رفت ؟که جایی نیست جز خیال آغوشترضا6/2 + نوشته شده توسط...
حواس و اندیشه
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
حواس،ابزاری است در خدمت انسان که به عنوان اندیشیدن و با بهره گیری از آن ،محیط پیرامون خود را متناسب با ارتعاش آن دریافت کند و این دریافت را بفهمد ،و درک کند .ادراکی در محدوده ی فرکانس حواس.بی شک تمام حواس در محدوده ی کوچکی عمل میکند .ما در یک محدوده ی کوچک میبینیم،میشنویم،لمس میکنیم ،میچشیم و استشما...
قبله ی شکفتن
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
آسمان را رقص ستاره ها نور باران کرده ،در کوچه های شهر مهتابی، گام بر میدارم ،با عطر شب و سکوت و نجوای شاخه هایی که خیال تولد دارند،برگهای سبز را.. از عمق خواب شبانه در خیال صبح.سکوت در من جریان میابد،ذهنم تهی میشود دلم گشوده،وجودم سجاده ای گسترده رو به قبله ی شکفته در خواب یک گل سرخ.در میابم انسان ط...
بوسه شب
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
هر شب موسیقی باران میکشاندم تا پای پنجره ای رو به کوچه های ؛شهر خاطره های بارانی هر شب مهتاب از لا به لای چین و چروک پرده اطاقم میاید تا تنهایی دستانم را برساند به نوازش لطیف نور نگاه تو هر شب یغض هایم را پای خواب چشمانم پنهان میکنم شاید که این انتظار دستان را رویاهای روییده در خواب برساند به طراوت ...
نقش نقاش
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
قلمها پدید آمد...رنگها به ظهور رسید...بوم سپیدی گسترده گشت ...نقاش نقش آفرینی را در کلمه و معنا آموخت..نقاشی شکل گرفت...دستانی که توانایی هنر و نقش افرینی دارند...همه چیز مهیا گشت...آفرینش آغاز گشت تا هر انسانی دنیا و عالم خویش را خلق کند و نقش خود بسازد ..تا به آن خود ساخته در جاودانگی باشد ...اکنو...
من و خیال
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
در آغوشترودهای آرامش از چشمه ی بوس لبانتجاری میشود از منشاخه های احساسمغزل باران میشودزمان گم میشود در پیچش گیسوانتنت های قلبمموسیقی نگاه تو را میسراینددستانم را ظرافت انگشتانتمیرساند به بهاردر آغوشتطلوع میکند خورشید حیات در منترنم باران میرسد به گوشاخ که عطر تنتمیبرد مرا تا خیالخیال را میاورد در نو...
انفاق و عفو
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
میبرد رود کلمه ها مرا همچون برگ افتاده ای در تلاطم رود جاری،میبرد کلمه ها مرا همچون نوایی گم گشته در نت های نیلعبکی تهی در غربت چوپانی مانده در تنهایی کوه.میبرد مرا کلمه ها و نمیدانم شاید کلمه خود من باشم که از درون معنای بی انتهای بودنم ،پای چشمه ی بیان جوشیده ام تا رود حیات را برسانم پای جاودانگی....
آگاهی و ایمان
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:56
موجودات همه در تسبیح و همه در ذکرند،به یاد آوردن علم و معلوم ساختن پنهان و انجام رسالت ،جمعی به غریزه در بار دادن و تولید نسل ،به میوه دادن و به محصول رسیدن ،عده ای در انتخاب به جاری کردن کلمه هایی از جنس نور یا در مسیر ذهن محدود به جهل و سیاهی و از دست دادن فرصتها.ایمان در به یاد آوردن کلمه ها و مع...