تسلیم و دوستی - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:25
وسعت آفرینش به هر سوی گسترده گشته و من همچون قاصدکی میرقصم با موسیقی باد و در چرخشم با گردش هستی، به مرکز چشمه ی نور.برگها ی روییده در شاخه های درخت زندگی در نواختن نت های حیات به ارتعاش از مهربانی در گردشند. من سرمست ذکر کلمه هایی که میرساند عطش جام دل مرا پای قطره های نور روییده در اقیانوس کتاب ع
سیر و سفر - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:25
سفر باید کرد با موسیقی بادی که از عشقبازی هوای سرد و گرم میاید،سفر باید کرد همچون قاصدکی که آکنده از دانه های تولد است .همچون برگهای درخت روییده تا معراج آسمان که لغزیده پای عبور رود،سفر باید کرد از سکون .سفر یعنی درک لحظه ها،فهم آنچه، در این گذر دریافت میکنی.پس برای سفر باید تهی شد از آنچه که پیش ف
بذر - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
بذرها میروییدند،شاخه های آبستن غنچه و برگ ،تولد را جشن میگرفتند.انسان باغبانی است که بی باغ هیچ معنا و مغهومی ندارد،باغبان.. اندیشه ها،رفتارها ،گفتارها ،کردارها .انسان با خروجی هایش شناخته میشود نه با ورودیهاش ،خروجی های او نشانه ی شخصیت شکل یافته توسط اوست . در ذات همه یکی و در وحدت به چشمه ای هستن
ناطقه و حیوانی - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
کلمه، در پیله های انتظار در خود غوطه میخورد،سکوت جاری بود ،سکوتی از ابهت آفرینشی که در ورای کلمه ها ،در سرزمین خیال به پروانه شدن میاندیشید.پرواز معنایی بود، در یک قدم مانده به پیدایش و کلمه ؛پرنده ای که پرواز را به نمایش در ظهور بود با رقص بالهایی که نوای الهی را مینواخت.کلمه در اشکال مختلف جریان ی
آگاهی در خود و ناخود - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
تمام آفرینش همچون ذره ای در هم پیچیده و پیوسته است ،طیفی از ارتعاش که محصول امواج تغییر است،تغییری در شکل ظهور نه در ماهیت وجود.که ماهیت وجود هر موجودی از وجودی ست که حقیقت است .حقیت در فراز زمان است و تغییر در زمان شکل میابد.آفرینش همچون امواجی است که وقتی تو به نظاره اش مینشینی،شاهد بوسه های اموا
ایمن - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
خیال گسترده بود، ذرات ماده در نقاشی خیال به انتظار.نت های ذکر از اعماق جاودانگی بر تارهای انرژی نواختن را آغاز کرد. موسیقی حیات جاری شد . رود روان، در عبور از فراز و نشیب ها ،زندگی را به آوای خوش پای جنبش و حرکت ذرات مینشاند،صدای پای آب تا دور دست های اشتیاق زندگی را روانه میکرد .آفرینش از دل ذره ای
عبودیت - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
شاخه ها در نوازش خورشید و موسیقی باد و نت های رودی که از اعماق زمین میروید،سرشار میشوند از جوانه ها ، برگها ، شکوفه ها و میوه هایی که در دستان گشوده به رهگذران هدیه میدهد.پرنده ها، رقص پرواز را جشن میگیرند و آشیانه ها را صدای زندگی رنگی از حیات مینوازد.مهتاب و شب و کوچه های خلوت و دستانی که گشوده تا
و عشق را - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
حتی چشم بستن و دل گشودن و یک جرعه خیال تو را نوشیدن ،چنان سرمستم میسازد که تارهای عنکبوت زمان و حباب مکان را ،میشکند اشتیاق، و پروانه ی جانم را مینشاند ،پای رخسار لطیف و نازکتر از گلبرگهای روییده در حیات جاری نگاهت.عشق را با تو میتوان فهمید ،آن شور بی نهایت را ،که از ذهن و خاطرات جدایت میسازد و مینش
پرستش - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
انسان در ذاتش پرستنده است،و این پرستش بواسطه ی ماهیت کامل نبودن ، مطلق نبودن و ساختار دو گانه آدمی است. اگر چه انسان در ذات بواسطه ی نفس حضرت حق و دمیدن روح در کمال و حقیقت و مطلق بودن است ،اما این خود حقیقی در حجا بها و یا بهتر بگوییم لایه های محافظ جسم که هم نقش نگاهبان و هم نقش عملگر را در حوزه
عشق و آفرینش - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
آفرینش بر اساس عشق به پیدایش رسید .و عشق به معنای، درک اشتیاق در به کمال رسیدن است.عشق در جسمیت و جنسیت و ..در واژه ای محدود نمیشود زیرا که عشق ،خود حرکت در جهت کمال است و حرکت، لزومه ی بودن در جهان مادی.مادیات و قوانین حاکم بر آن در نقصان و ناپایداری است و همواره در حرکت به سوی ماندگاری و قرار ،همچ
هویت - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
شاخه ها با باد در رقص میشوند ،گیسوان درختان روییده در سکوت کوهستان، آشوب میشوند و من در نوازش های خورشید در دل کوه ،مست اندیشه هایی که میجوشد از ناخودآگاه و میبرد مرا به آگاهی تازه ای از زلال معرفت .درمیابم انسان در جاودانگی روییده همچون درختی در لایه های متعدد ،شبیه محور عمودی که از لابه های متعدد
رقص زمین - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:23
من از چشمان زیبای تو ..رویای شبانه ام را میرسانم به رویش دانه ای در سکوت ..عشقبازیخورشید که میدرخشد....موسیقی نگاه توست که زمین را میرقصاند به مهر....مرا از آغوشت تا آسمان..فاصله یک بوسه است...لبانت میبرد مرا از خاکرضا3/22 + نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 8:33 |